افسردگی

 

 

 

بیشتر مردم تصور می کنند که افسردگی یعنی ناراحتی، گریه کردن و سیاه پوشیدن. به همین خاطر تا احساس ناراحتی و غم به آن ها دست می دهد به خود برچسب افسردگی می زنند. اما این تفکری اشتباه راجع به افسردگی است. این مطلب افسردگی را به عنوان یک اختلال به طور کامل شرح داده است.

افسردگی چیست؟

افسردگی(در واقع اختلال افسردگی اساسی ) یک بیماری رایج و جدی است که به طور منفی روی احساس، شیوه ی تفکر و رفتار اثر می گذارد. اما خوشبختانه می تواند درمان شود. افسردگی باعث احساس غم و ناراحتی و از دست دادن علاقه و اشتیاق نسبت به انجام فعالیت هایی می شود که قبلا مورد علاقه بودند. همچنین می تواند باعث انواعی از مشکلات عاطفی و فیزیکی شود و عملکرد شخص را در محل کار و یا در خانه کاهش دهد. علائم افسردگی می توانند از خفیف تا شدید متفاوت باشند، شامل مواردی مثل:

  • احساس ناراحتی و داشتن خلق پایین
  • از دست دادن اشتیاق و علاقه نسبت به فعالیت هایی که قبلا مورد علاقه بودند
  • تغییر اشتها، افزایش و یا کاهش وزن بدون ارتباط با نوع رژیم غذایی
  • کم خوابی یا پرخوابی
  • کاهش سطح انرژی و احساس خستگی مداوم
  • افزایش فعالیت های فیزیکی بدون هدف (مثل تکان دادن مداوم دست و پا، راه رفتن بی هدف) و یا حرکات و گفتار آرام
  • احساس گناه و بی ارزش بودن
  • اشکال در تمرکز کردن روی یک چیز، فکر کردن و یا تصمیم گیری
  • تفکر مرگ و خودکشی

این علائم باید حداقل دو هفته بطور مداوم وجود داشته باشند تا یک فرد تشخیص افسردگی داده شود. همچنین باید دقت شود که شرایط پزشکی (مشکلات تیروئیدی، تومور مغزی یا کمبود ویتامین) میتوانند علائمی شبیه افسردگی ایجاد کن

افسردگی در هر زمانی می تواند پدیدار شود اما بطور متوسط در اواخر نوجوانی تا اواسط دهه 20 ظاهر می شود. زنان بیشتر از مردان مستعد تجربه ی افسردگی هستند، برخی مطالعات نشان می دهد که یک سوم زنان در طول زندگی خود افسردگی اساسی را تجربه میکنند. افسردگی با احساس غم و اندوه و سوگ متفاوت است. مرگ یکی از عزیزان، از دست دادن شغل یا پایان دادن به یک رابطه، تجربیات دشواری برای یک فرد است. احساس غم و اندوه در پاسخ به چنین شرایطی، طبیعی است. کسانی که این شرایط را تجربه می کنند اغلب ممکن است خود را "افسرده" توصیف کنند. اما داشتن حس اندوه با داشتن اختلال افسردگی متفاوت است. اندوهگین بودن برخی ویژگی های مشابه افسردگی را دارد اما برای هر فرد فرآیندی طبیعی است. احساس غم و افسردگی هردو میتوانند ناراحتی شدید و کناره گیری از فعالیت های معمول روزمره را به همراه داشته باشند اما در این ویژگی ها متفاوت اند:

  • در غم و اندوه، احساسات دردناک مثل امواج دریا می آیند و می روند. در مقابل در حالت افسردگی، خلق و خو و یا علاقه (لذت) برای بیشتر از دو هفته کاهش می یابد.
  • در غم و اندوه، عزت نفس معمولا حفظ می شود. در حالیکه در افسردگی اساسی، احساس بی ارزش بودن و تنفر از خود، شایع است.
  • برای برخی از افراد، مرگ یک عزیز، می تواند افسردگی بزرگی ایجاد کند. از دست دادن شغل یا قربانی یک حمله فیزیکی شدن و یا یک فاجعه بزرگ نیز می تواند باعث افسردگی برخی افراد شود. هنگامی که غم و اندوه و افسردگی همزمان وجود دارند، غم و اندوه شدید تر و طولانی تر از غم بدون افسردگی در فرد وجود دارد. با وجود برخی همپوشانی ها بین غم و افسردگی، آنها متفاوت هستند. تمایز بین آنها می تواند به مردم در دریافت درمان مورد نیازشان کمک کند.

عوامل خطر برای افسردگی

افسردگی می تواند بر هر کسی تاثیر بگذارد حتی شخصی که به نظر می رسد در شرایط نسبتا ایده آل زندگی می کند. عوامل متعددی می توانند در افسردگی نقش داشته باشند:

عامل بیوشیمیایی: تفاوت های شیمیایی خاصی در مغز ممکن است به علائم افسردگی کمک کند.

عامل ژنتیکی: افسردگی می تواند ارثی یا خانوادگی باشد. به عنوان مثال، در بین دو قلو ها اگر یکی از آن ها دارای افسردگی باشد، دیگری به احتمال 70 درصد در معرض این اختلال قرار دارد.

عامل شخصیتی: افرادی که دارای عزت نفس پایین هستند و به راحتی تحت تأثیر استرس قرار می گیرند یا افرادی که به طور کلی بدبین هستند با احتمال بیشتری افسردگی را تجربه می کنند.

عوامل محیطی: قرار گرفتن در معرض خشونت، بی توجهی، سوء استفاده یا فقر ممکن است برخی افراد را نسبت به افسردگی آسیب پذیر کند.

افسردگی چگونه درمان می شود؟

افسردگی یکی از قابل درمان ترین اختلالات روانی است. بین 80 تا 90 درصد افراد مبتلا به افسردگی در نهایت به درمان پاسخ می دهند. تقریبا تمام بیماران علائم خود را از دست می دهند. قبل از تشخیص یا درمان، یک متخصص بهداشت و درمان باید ارزیابی کامل تشخیصی، شامل مصاحبه و احتمالا معاینه فیزیکی انجام دهد. در برخی موارد ممکن است یک آزمایش خون انجام شود تا اطمینان حاصل شود افسردگی ناشی از یک وضعیت پزشکی مانند بیماری تیروئید نیست.

داروها:

شیمی مغز ممکن است به افسردگی فرد منجر شود در عین حال ممکن است به درمان آن هم کمک کند. به همین علت ممکن است داروهای ضد افسردگی برای کمک به تغییر در شیمی مغز تجویز شود. این داروها آرام بخش، مسکن یا اعتیاد آور نیستند. به طور کلی، داروهای ضد افسردگی هیچ اثر تحریک کننده ای بر افراد بدون افسردگی ندارند.

داروهای ضد افسردگی ممکن است برخی از علائم بهبود را در طول هفته اول یا دوم نشان دهند. بهبودی کامل ممکن است برای دو تا سه ماه دیده نشود. اگر بیمار پس از چند هفته احساس بهبودی پیدا نکرد، روانپزشک می تواند دوز دارو را تغییر دهد یا یک دارو ضد افسردگی دیگر را جایگزین کند. در برخی موارد داروهای روانگردان ممکن است مفید باشند. این مهم است که اگر داروها کار نکردند و یا دچار عوارض جانبی شدید پزشک خود را خبر کنید.

روانپزشکان معمولا توصیه می کنند که بیماران به مدت شش ماه یا بیشتر پس از علائم بهبود، داروهای خود را ادامه دهند. درمان طولانی مدت برای کاهش خطر ابتلای مجدد به افسردگی برای افرادی که در معرض خطر بالا هستند پیشنهاد شود.

روان درمانی:

روان درمانی یا "بحث درمانی" گاهی اوقات به تنهایی برای درمان افسردگی خفیف استفاده می شود؛ برای افسردگی متوسط تا شدید، اغلب روان درمانی همراه با داروهای ضد افسردگی مورد استفاده قرار می گیرد. درمان شناختی رفتاری (CBT) نیز در درمان افسردگی موثر است. CBT نوعی از درمان است که بر روی زمان حال و حل مسئله تمرکز می کند. CBT به شخص کمک می کند که تفکر تحریف شده را تشخیص داده و سپس رفتار و تفکرش را تغییر دهد.

روان درمانی ممکن است فردی باشد، اما می تواند شامل حضور دیگران نیز باشد. به عنوان مثال، خانواده یا زوج درمانی می تواند به مسائل مربوط به این روابط نزدیک کمک کند. درمان گروهی شامل افراد مبتلا به بیماری های مشابه می شود.

بسته به شدت افسردگی، درمان می تواند چند هفته یا بیشتر طول بکشد. در بسیاری از موارد، در 10 تا 15 جلسه میتواند بهبود قابل توجهی حاصل شود.

درمان با ضربه الکتریکی تشنج آور (ECT):

یک درمان پزشکی است که به طور معمول برای بیماران مبتلا به افسردگی شدید یا اختلال دوقطبی مورد استفاده قرار می گیرد که به درمان های دیگر پاسخ نمی دهند. در حالی که بیمار تحت بیهوشی قرار دارد، تحریک الکتریکی کوتاه مدت مغز به وجود می آید. یک بیمار معمولا دو یا سه بار در هفته مجموعا 6 تا 12 درمان ECT دریافت می کند. ECT از دهه 1940 مورد استفاده قرار گرفته است و سالها تحقیقات به پیشرفتهای عمده ای در این زمینه منجر شده است. این درمان معمولا توسط یک تیم از متخصصان آموزش دیده پزشکی از جمله یک روانپزشک، یک متخصص بیهوشی و یک دستیار پرستار یا پزشک اداره می شود.

خود کمکی و مقابله:

کارهایی وجود دارد که مردم خودشان می توانند برای کاهش علائم افسردگی انجام دهند. برای بسیاری از افراد، ورزش منظم به ایجاد احساس مثبت و بهبود خلق کمک می کند. خوابیدن به اندازه کافی و به طور منظم، داشتن یک رژیم سالم و اجتناب از الکل نیز می تواند باعث کاهش علائم افسردگی شود.

افسردگی یک بیماری واقعی اما قابل درمان است. با تشخیص و درمان مناسب، اکثریت قریب به اتفاق افرادی که افسردگی دارند، بر آن غلبه خواهند کرد. اگر علائم افسردگی را تجربه می کنید، اولین کاری که باید انجام دهید این است که به پزشک یا روان پزشک خود مراجعه کنید، در مورد نگرانی های خود صحبت کنید و درخواست یک ارزیابی کامل از خود را داشته باشید. این شروعی برای رفع نیازهای بهداشت روانیتان است.

آیا به مشاور نیاز دارید؟

اگر احساس میکنید که احساس غم و اندوه شما مدت زیادی(بیش از 2 هفته) دوام آورده و روی کارکرد تان در زندگی(کار، تحصیل و روابط شخصی) تاثیر گذاشته است نیاز دارید به یک روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنید. این مهم است که هر زمان احساس افسردگی به شما دست داد تمرکز و انرژی تان را روی مراقبت از خود بگذارید اما مجبور نیستید به تنهایی با مشکل خود مواجه شوید. از مشاورین ما برای مقابله با مشکلتان کمک بخواهید.

منبع: American Psychiatric Association

www.psychiatry.org

رفتن به نوار ابزار